لغت نامه دهخدا
دل ترسنده. [ دِ ت َ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ترسنده دل. مرغ دل. ترسو. نگران. نامطمئن:
هرکه ترسد مر ورا ایمن کنند
مرد دل ترسنده را ساکن کنند.مولوی.
دل ترسنده. [ دِ ت َ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ترسنده دل. مرغ دل. ترسو. نگران. نامطمئن:
هرکه ترسد مر ورا ایمن کنند
مرد دل ترسنده را ساکن کنند.مولوی.
ترسنده دل. مرغ دل. ترسو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دم از جورش دل آرد نو خبر غم دل ترسنده را غماز کرد
💡 دل بیباک را ضرغام رنگ است دل ترسنده را آهو پلنگ است
💡 هر که ترسد مر ورا ایمن کنند مر دل ترسنده را ساکن کنند
💡 دل ترسنده که از عشق گریزان شدهای ز کف عشق اگر جان ببری جان نبری