دعا گویی

لغت نامه دهخدا

دعاگویی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دعاگوئی. عمل دعاگو. استدعای برکت و درخواست خیر و خوبی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دعاگو و دعاگوی شود.

فرهنگ فارسی

دعا گوئی. عمل دعا گو.

جمله سازی با دعا گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای دعا گویی دولت او چو گل هر دهان را ضرور است صد لب

💡 تو دعا گویی و اجابت نه زانکه داری دل و انابت نه

💡 همان بهتر که نارم بر زبان غیر از دعا گویی نسازم منفعل از مدحتت طبع پریشان را

💡 درآن حضرت که پر گویی ادب نیست دعا گویی به است از مدح خوانی

💡 صدر ملّت که دعا گویی تو از سر صدق و صفا باید کرد

💡 صوت بلبل نبود غیر دعا گویی گل گوش کن ناله اهلی و مگو بیهده گوست

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز