دست گل

لغت نامه دهخدا

دست گل. [ دَ گ ِ ] ( اِ مرکب ) آن اندازه گل که به دست گیرند: ای اﷲ چون باطن و ادراک و ذهنم چون دست گلی است در دست مشیت تو... ( معارف بهاء ولد ج 1 ص 145 و 315 ).

فرهنگ فارسی

آن اندازه گل که به دست گیرند

جمله سازی با دست گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون روی دست گل شود از زخم خونچکان از حیرت جمال تو ناسور پشت دست

💡 گلنار بود طلعت زیبای او مرا اکنون ز دست گل شد و دریده خار ماند

💡 بر بوی گل وصل تو سالی نه که عمری از دست گل وصل تو پر خار توان بود

💡 گر رهاند پای خود از دست گل گل بماند خشک و او شد مستقل

💡 به دست گل نهی گلدستۀ داغ وزان گلدسته سوزی سینۀ باغ

💡 تمام زنان و همه دختران همه دست گل دستشان رایگان

ناودیس یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز