دست گزان

لغت نامه دهخدا

دست گزان. [ دَ گ َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال گزیدن دست. || گزنده دست:
ز آفت بیدبرگ باد خزان
شاخ پربرگ بید دست گزان.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) در حال گزیدن دست

جمله سازی با دست گزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاهی ز هوس دست زنان میباشم گاه از دوری دست گزان میباشم

💡 تلخ کند میوه ناموس را دست گزان آورد افسوس را

💡 تو دست گزان بر من کاین جمله ز دست تو من بوسه زنان گشته بر خاک به عذر اندر

💡 گر گریزی به ملولی ز من سودایی روکشان دست گزان جانب جان بازآیی

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز