لغت نامه دهخدا
دست چربی. [ دَ چ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دست چرب. || امداد و اعانت کردن. || ثروت و مکنت. ( غیاث ) ( از آنندراج ).
دست چربی. [ دَ چ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دست چرب. || امداد و اعانت کردن. || ثروت و مکنت. ( غیاث ) ( از آنندراج ).
حالت و چگونگی دست چرب یا امداد و اعانت کردن یا ثروت و مکنت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیه گرگ است که بر پیرهنم مالیدند دست چربی که کشیدند عزیزان بر سرم
💡 درین زمانه که امید دست چربی نیست مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد