دست پناه

لغت نامه دهخدا

دست پناه. [ دَ پ َ ] ( اِ مرکب ) آتشگیر. ( آنندراج ). کلبتین و انبر. ( ناظم الاطباء ). || دستکش. ( ناظم الاطباء ): خِتاع؛ دست پناهها. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با دست پناه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست ارباب دعا را مکن از دولت دور کاین چراغی است که از دست پناهی دارد