لغت نامه دهخدا
دزدزده. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
- امثال:
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است. ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
دزدزده. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
- امثال:
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است. ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اينكه مى گوئيم كشورهاى فقير نه اين است كه حقيقتا فقير باشند اينها در حقيقت دزد زده وغـارت شـده انـد، گاهى بهترين و گرانبهاترين منابع زير زمينى در اختيار آنها است، امااين ابر غارتگران همه را مى برند و آنها را بر خاك سياه مى نشانند.
💡 این مثل در جهان فسانه شده که بود امن، راه دزد زده