دریا کف

لغت نامه دهخدا

دریا کف. [ دَرْ ک َ ]( ص مرکب ) سخی و جوانمرد. ( ناظم الاطباء ):
از کف ساقیان دریا کف
درفشان گشت کامهای صدف.نظامی

فرهنگ فارسی

سخی و جوانمرد

جمله سازی با دریا کف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون کف دریا پریشان سیر شد دستار من بس که چون دریا کف از شور جنون بر سر زدم

💡 بر سر همی زنیم چو دریا کف اسف کزکان جود لعل بدخشان چکیده شد

💡 هیچ قراری نبود بر سر دریا کف را ز آنک قرارش ندهد جنبش موج مددی

💡 جز ما و تو و جامی دریا کف خوش نامی چون دیگ مجوش از غم چون ریگ بیا درکش

💡 صاحب عادل دل دین پرور دارا سپه مالک دریا کف فرمان ده عالم پناه

💡 شناخت طرز کرم را کسی که چون دریا کفی به خیر گشود و گدای خود نشناخت

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز