لغت نامه دهخدا
درک کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دریافتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). فهمیدن. فهم کردن. و رجوع به درک شود.
درک کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دریافتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). فهمیدن. فهم کردن. و رجوع به درک شود.
دریافتن فهمیدن فهم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «من با آهنگسازی میخواهم مرز های درک اصوات را تا منتها درجه آن گسترش دهم. یکی از آنها درک و حس غیر قابل حس شدن و غیر قابل و درک کردن ها است، آنجایی که اصوات و سکوت در هم آمیخته میشوند.«
💡 تورم برای استفادهکننده گان پول بهطور مؤثر یک مالیات کاهشی است اما اثر ان به مراتب کمتر از مالیات تحمیلی است بنابراین درک کردن این موضوع برای شهروندان معمولی سخت است.
💡 هدف نهایی ادراک ماشین این است که ماشینها بتوانند جهان را مشابه انسانها قادر به دیدن، احساس کردن و درک کردن باشند و بنابراین، برای آنها توضیح دهند که چرا آنها تصمیم میگیرند، به ما اخطار (اطلاع) دهند وقتی چیزی شکست میخورد مهمتر از آن دلیل شکست آن است.
💡 مفهوم پایهای نفس پرستی، در رابطه با فهمی است که افراد از دانستن و فهمیدن هر چیزی در رابطه با درونیات انسان (تفکر کردن، اراده کردن، درک کردن و...) حاصل میشود و این دانستن و فهمیدن آنجا به کار میآید که فرد توانایی درک درست آن با توجه به استنتاج و مثال آوری از تجربیات درونی که خود فرد برای فهمیدن محیط از آنها استفاده میکند، را داشته باشد.