درون عضلانی
مترادفها
داخل عضله، درون عضله
متضادها
برون عضلانی
فرهنگستان زبان و ادب
{intramuscular} [علوم دارویی] ویژگی نوعی دارورسانی که در آن مادۀ دارویی به درون عضله تزریق می شود متـ. عضلانی
جمله سازی با درون عضلانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رباتهای توانبخشی در بین افراد با سکته مغزی نیز بسیار محبوب هستند زیرا روشی برای ایجاد تحریکهای درون عضلانی است. افراد مبتلا به سکته مغزی، آسیب بافت عصبی را تجربه میکنند که در بیشتر افراد باعث ناتوانی برای حداقل ۶ ماه بعد از سکته میشود.
💡 پرستار برای تزریق سریع دارو به بدن بیمار، از روش تزریق درون عضلانی استفاده کرد تا اثرگذاری دارو در کمترین زمان ممکن در جریان خون قرار گیرد.
💡 برخی از واکسنهای جدید به گونهای طراحی شدهاند که پس از تزریق به صورت درون عضلانی، به آرامی در بافتهای بدن آزاد شوند.
💡 در ورزشهای حرفهای، گاهی اوقات استفاده از داروهای درون عضلانی برای بهبود سریعتر روند بازسازی بافتهای آسیبدیده تحت نظارت دقیق پزشکان انجام میشود.