دروغ کردن

لغت نامه دهخدا

دروغ کردن. [ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خلاف کردن. به ناراستی کشاندن.
- دروغ کردن وعده را؛ خلف وعد. خلاف، اخلاف وعده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- دروغ کردن در سخن؛ سمهجة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خلاف کردن به ناراستی کشاندن

جمله سازی با دروغ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما نخواهیم این چنین لاف و دروغ کردن اندر گوش و افتادن بدوغ

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز