دروزه

لغت نامه دهخدا

( دروزة ) دروزة. [ دَرْ وَ زَ ] ( ع مص ) معرب از دریوزه. دریوزه کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || به کارهای دون و فرومایه پرداختن چون جولاهی و دربان و امثال آن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با دروزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دروزه از زمان آغاز کار تا سال ۱۹۴۷ دبیر کلی حزب را بر عهده داشت.

💡 محمد عزت دروزه یادآور می‌شود که عزالدین قاسم از طریق شعبه خود در حیفا به حزب پیوست.