درقدم

لغت نامه دهخدا

درقدم. [ دَ ق َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در 20 هزارگزی باختر ششتمد و 15 هزارگزی باختر راه شوسه سبزوار به کاشمر با 290 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در ۲٠ هزار گزی باختر ششتمد و ۱۵ هزار گزی باختر راه شوسه سبزوار به کاشمر

جمله سازی با درقدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک وجودش شود همسفر گردباد درقدم هرکه رفت خار بیابان عشق

💡 مگر زین سفر باز دارم تو را ویا درقدم جان سپارم تو را

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز