درداندیش

مترادف‌ها

دلسوز، همدرد، مهربان

متضادها

سنگدل، بی‌رحم، بی‌ملاحظه

لغت نامه دهخدا

درداندیش. [ دَ اَ ] ( نف مرکب ) اندیشنده به درد. || دردناک. دردآلود. سوزناک.
- عشق درداندیش؛ عشقی که خاصیتش اندیشه های دردناک است. ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ):
یار کرد او عشق درداندیش را
کلب لیسد خویش ریش خویش را.مولوی.

جمله سازی با درداندیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یار کرد او عشق درداندیش را کلب لیسد خویش ریش خویش را

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران