لغت نامه دهخدا
درازنا. [ دِ ]( اِ مرکب ) درازنای. محل درازی. ( از برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ). مستطیل. || درازا. طول. درازی. ( ناظم الاطباء ): فوت؛ بالای میان هر دو انگشت به درازنا. ( السامی فی الاسامی ). و رجوع به درازنای شود.
درازنا. [ دِ ]( اِ مرکب ) درازنای. محل درازی. ( از برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ). مستطیل. || درازا. طول. درازی. ( ناظم الاطباء ): فوت؛ بالای میان هر دو انگشت به درازنا. ( السامی فی الاسامی ). و رجوع به درازنای شود.
۱. زمان چیزی، مدت چیزی: درازنای شب از چشم دردمندان پرس / که هرچه پیش تو سهل است سهل پنداری (سعدی۲: ۵۷۶ ).
۲. درازا،درازی، طول.
درازنای، کشیده، درازی، طول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با افزودههای بیشمار و بازنگریهای فراوان در درازنای تاریخ، این دیوارها واپسین سامانه باروهای بزرگ در دوران کهن بودند و نیز یکی از پیچیدهترین و فنیترین سامانههای که تا آن زمان خودش ساخته شده بود.
💡 از آنجا که دژ کوول بسیار راهبردی بود خود پهنهٔ چندین درگیری لشگری در درازنای تاریخ خود بودهاست.
💡 در درازنای تاریخ، یمن تقسیمات کشوری گوناگونی داشتهاست. در دوران عثمانی، ولایت یمن (به عربی: ولایة) به سنجاقها تقسیم میشد (لیوا نیز گفته میشد).
💡 نبرد دامغان جنگی بود که در درازنای «جنگ جانشینی سلجوقیان» در سال ۱۰۶۳ درگرفت.
💡 با این همه در درازنای این چهل و چند سال، این ساختمان دگرگونیهای بسیاری را به خود دید و سر در آن سه بار تغییر شکل داد. در واپسین تغییر در دهه چهل آمیزهای نا بهنجار از معماری قرن نوزدهمی و معماری مدرن دهه چهل نمای این ساختمان را زشت کرد تا جایی که پس از چندی بنا به کل تخریب شد.
💡 هدایت پیام عصبی یا ترارسانی پیام عصبی رسانش پیام عصبی در درازنای نورون و رسیدن آن به پایانه آکسون را ترارسانی پیام عصبی گویند که به وسیله پتانسیل آرامش و پتانسیل عمل کنترل میشود.