دراز گیسو

لغت نامه دهخدا

درازگیسو. [ دِ ] ( ص مرکب ) آن که گیسو طویل دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || اسبی که دارای یالهای دراز باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه گیسو طویل دارد

جمله سازی با دراز گیسو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاسم جادری سیزدهمین استاندار استان هرمزگان پس از انقلاب شد. پیش از وی، گرجی، ترکان، تاجیک، خرم، معین، سید زاده، زائری، مقتدایی، دراز گیسو، شیخ الاسلامی، صاحب محمدی، هاشمی و عزیزی مسوولیت استانداری هرمزگان را برعهده داشتند.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز