لغت نامه دهخدا
درپوشاندن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پوشاندن. در بر کردن. به تن کسی کردن: ابراهیم بر شتری نشست و به مقام اسماعیل آمد و هاجر را گفت که سر اسماعیل را شانه کن... و جامه های نیکو درپوشان. ( قصص الانبیاء ص 51 ). رجوع به پوشاندن شود.
درپوشاندن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پوشاندن. در بر کردن. به تن کسی کردن: ابراهیم بر شتری نشست و به مقام اسماعیل آمد و هاجر را گفت که سر اسماعیل را شانه کن... و جامه های نیکو درپوشان. ( قصص الانبیاء ص 51 ). رجوع به پوشاندن شود.
پوشاندن در بر کردن به تن کسی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اما علت اينكه ازكى و اطهر است اين است كه چنين رجوعى، رجوع از دشمنى و جدائى بهالتيام و اتصال است، و غريزه توحيد در نفوس را تقويت مى كند و بر اساس آن، همهفضائل دينى رشد نموده، ملكه عفت و حيا در ميان زنان تربيت مى شود، و نمو مى كند، ومعلوم است كه چنين تربيتى در پوشاندن معايب زن و پاكى دلهايشان مؤ ثرتر است.
💡 مساءله 36 - در پوشاندن صورت و همچنين چسباندن روپوش بر صورت و فاصلهنينداختن بين آن دو كفاره اى نيست هرچند كه دادن كفاره در هر دو صورت به احتياط نزديكتراست.
💡 مساءله 32 - پوشاندن سر به هر نحوى كه باشد كفاره اش يك گوسفند است واحتياط آن است كه در پوشاندن قسمتى از سر نيز همين كفاره را بدهد و نزديكتر به احتياطآن است كه اگر اين عمل را مكرر مرتكب شد كفاره را نيز مكرر بدهد هرچند كه واجب نبودنشبعيد نيست، مگر در صورتى كه بين دوبار پوشاندن كفاره بدهد گرچه احتياط در آنبسيار مطلوب است.