در پریش

لغت نامه دهخدا

درپریش. [ دَ پ َ] ( اِ مرکب ) درویش. و گدایی که به در خانه ها به گدایی رود. ( برهان ). گدا که به در خانه ها رود و گدایی کند. ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ). درویش. گدا. مفلس. آواره. ( ناظم الاطباء ). || کوزه. ( برهان ). قلقلک. || آوند درازگردن. ( ناظم الاطباء ). || کاسه. ( برهان ). پیمانه و ساغر و پیاله و کاسه. ( ناظم الاطباء ). || خشت پخته. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

درویش و گدایی که به در خانه ها به گدایی رود یا کوزه یا خشت پخته.

جمله سازی با در پریش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوست آن دانم که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی

💡 اسلتر تاریخی در واقع در پریش سابین در غرب لوئیزیانا به دنیا آمد و بیشتر دوران حرفه ای خود را به عنوان کلانتر، نماینده ایالتی و دامدار در شهرستان کوچیس در جنوب آریزونا گذراند، جایی که در سال ۱۹۲۲ درگذشت و مزرعه بزرگ سن برناردینو را ایجاد کرد. ۱۹۶۴ به عنوان یک بنای تاریخی ملی اعلام شد. اسلتر قبلاً در ارتش کنفدراسیون خدمت می‌کرد و یک تکاور تگزاس در سن آنتونیو بود.

💡 خود نموده راه خورشیدی خویش تا رضاجویش نباشد در پریش

💡 خاکساریهای بیدل در پریشان مشربی شاهد آشفتگی را غازهٔ جمعیت است

💡 خوش پریشان با منش گفتارهاست در پریشان گویی‌اش اسرارهاست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز