لغت نامه دهخدا
درلیک. [ دِ ] ( اِ ) قبای پیش واز آستین کوتاه.( برهان ). درلک. ترلک. ترلیک. و رجوع به درلک شود.
درلیک. [ دِ ] ( اِ ) قبای پیش واز آستین کوتاه.( برهان ). درلک. ترلک. ترلیک. و رجوع به درلک شود.
( اسم ) جامه کوتاه قد آستین کوتاه پیش باز لباچه صدره شاماکچه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاقههای اولیه به محیط زیست در جنبش رمانتیسم، در اوایل قرن نوزدهم مشاهده شد. شاعر ویلیام وردزورث بهطور گسترده در لیک دیستریکت سفر کرد و نوشت: «هرچیزی که انسان به وسیله چشم آن را درک کند یا با قلبش از آن لذت ببرد در ذیل مالکیت ملی قرار دارد».
💡 وی برای اولین بار برنده اولین مسابقه ملکه زیبایی نوجوان ایالات متحده آمریکا بود، این مسابقه در سال ۱۹۸۳ در لیک لند، فلوریدا برگزار شد. زاکاریان در ملکه زیبایی ۱۹۸۳ که در لیکلند، فلوریدا برگزار شد برنده اولین مسابقه «ملکه زیبایی نوجوان ایالات متحده آمریکا» شد.
💡 جدول مدال بازیهای المپیک زمستانی ۱۹۸۰ فهرستی از مدالهای کسب شده توسط ورزشکاران است که در طول برگزاری بازیهای المپیک زمستانی سال ۱۹۸۰ میلادی که در لیک پلاسید، نیویورک ایالات متحده آمریکا برگزار شد.
💡 تن ار دور است از آن در لیک چشم معنوی بگشا که روحم را در آن درگاه فرش آستان بینی
💡 هوتی که اهل لیکوود، اوهایو است، در کلیولند بزرگ شد، جایی که در گروه کر کلیسای خود فعال بود. در دوران دبیرستان در لیکوود، او تئاتر موزیکال را کشف کرد و در دانشگاه اوتربین در همین رشته تحصیل کرد.
💡 باربر مبتکر و طراح ایدهٔ مترو باربر، در کلیولند بود. برنامههای او مستلزم ایجاد یک سیستم زیرزمینی مترو بود که همهٔ مسیرهای راهآهن ورودی به کلیولند را در لیک فرانت بههم متصل کند و بدین ترتیب حملونقل کالا را تسهیل نماید. البته برنامههای باربر همچنین مستلزم ایجاد سیستم انبار بزرگی در ساحل دریاچه بود که او در آنجا صاحب نماهای بزرگ بود.