در زرد

لغت نامه دهخدا

درزرد. [ دَ زَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان طغرابجرد بخش زرند شهرستان کرمان واقع در 54 هزارگزی شمال زرند و هشت هزارگزی خاور راه فرعی زرند به راور. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درزرد. [ دَ زَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گور بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت واقع در 42 هزارگزی جنوب خاوری ساردوئیه و دو هزارگزی جنوب راه مالرو ساردوئیه به دارزین. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با در زرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نه مرد از تو نازد نه تو از مرد چرا باشی همی در سرخ و در زرد

💡 آفتاب زندگانی روی در زردی گذاشت مشت آبی زن به روی خود، گرانجانی بس است

💡 در زرد (کوهبنان)، روستایی از توابع بخش طغرالجرد شهرستان کوهبنان در استان کرمان ایران است.

💡 گرچه خورشید عذارش روی در زردی نهاد از شفق خون می کند دردیده روزن هنوز

💡 آفتاب زندگانی روی در زردی نهاد ما سیه‌مستان غفلت همچنان آسوده‌ایم

💡 گرچه از خط آفتابش روی در زردی گذاشت همچنان ناز بهاران در دماغ حسن اوست

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز