لغت نامه دهخدا
دختر برادر. [ دُ ت َ رِ ب َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرزند مادینه برادر. برادرزاده مادینه.
دختر برادر. [ دُ ت َ رِ ب َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرزند مادینه برادر. برادرزاده مادینه.
فرزند مادینه برادر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرودیس در آن زمان بر ربع جلیل در فلسطین پادشاهی داشت. او قصد داشت دختر برادر خود فیلیپ، به اسم هیرودیا را به عقد خود در بیاورد. یحیی فتوا داد که این ازدواج در شریعت موسی حرام است. پس از این فتوا، هرودیس، یحیی را زندانی کرد.
💡 در قرآن مجيد در سوره نساء به هفت مورد از محارم كه از طريق نسب به وجود مى آيند اشارهشـده (مـادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر) و به چهار مورد از مواردسبب و صهر (دختر همسر، مادر همسر همسر فرزند، و همسر پدر).
💡 مساءله 13 - اگر با عمه و برادرزاده و يا با خاله و خواهرزادهازدواج كند و نداند كداميك جلوتر بوده حكم مى شود باينكه هر دو عقد صحيح است، وهمچنين در جائيكه با دختر برادر يا دختر خواهر زنش ازدواج كند و شك كند كه آيا با اذنعمه يا خاله بوده يا بدون اذن حكم مى شود به صحت عقد.
💡 مساءله 14 - اگر عمه يا خاله را طلاق بدهد در صورتيكه طلاقبائن و غيرقابل رجوع باشد مى تواند به مجرد آن دختر خواهر يا دختر برادر او رابراى خود عقد كند، و اما اگر طلاق رجعى باشد بدون اذن مطلقه جايز نيست مگر بعد ازتمام شدن عده او.