دانش سرای
مترادفها
دانشکده، مدرسه، محل علم
لغت نامه دهخدا
دانشسرای. [ ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) دانش سرا. سراینده دانش:
چو شد بر سر آن بارگاه و سرای
برآورد سر شاه دانش سرای.اسدی.
دانشسرای. [ن ِ س َ ] ( اِ مرکب ) دانشسرا. رجوع به دانشسرا شود.
فرهنگ فارسی
دانشسرا
جمله سازی با دانش سرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هماکنون این دانشگاه شامل چهار دانشکده (علوم انسانی، علوم محض، مهندسی، و بازرگانی) و یک دانش سرای حرفهای معماری میباشد. این دانشگاه بیش از ۵۰ رشته در سطح فوق لیسانس و دکتری ارائه میکند. از میان هشت هزار دانشجوی لیسانس در این دانشگاه، بیش از ۸۰ درصد در یکی از ۲۹ خوابگاه دانشگاه ساکن هستند. فارغ التحصیلان این دانشگاه حدوداً به ۱۲۰۰۰۰ نفر میرسند.
💡 خاویر گابایکس (زاده ۱۲ اوت ۱۹۷۱) استاد اقتصاد و امور مالی در دانشگاه هاروارد است. وی توسط اکونومیست در بین ۸ اقتصاددان جوان برتر جهان شناخته شدهاست. او مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضیات از مدرسه دانش سرای عالی و همچنین دکترای اقتصادش را از دانشگاه هاروارد گرفتهاست.
💡 دکتر سحابی در آن سالها (۱۳۲۹) عضو شورای عالی فرهنگ بود و تلاش میکرد تا یکی از خواستههایش که طرح تأسیس دانش سرای تعلیمات دینی بود در آن شورا به تصویب برسد. حال زمان مناسبتری پیش آمده بود تا دومین خواستهٔ ایشان یعنی تأسیس مدرسه تحقق پیدا کند. از این رو صندوقی برای سرمایهگذاری علاقه مندان به مدرسه ایجاد شد.
💡 برش این یکی دان که دانش سرای برد زو همی توشه آن سرای
💡 چو شد بر سران بارگاه و سرای برآورد سر شاه دانش سرای
💡 آن دانش سرای قدیمی که در مرکز شهر واقع شده بود، سالها به عنوان مرکز اصلی آموزش علوم انسانی و ادبیات شناخته میشد.
💡 بسیاری از دانشجویان با امید به کسب تجربیات تازه، به این دانش سرای بزرگ میآمدند تا از دانش استادان برجسته بهرهمند شوند.
💡 ساخت این دانش سرای مدرن با هدف ایجاد فضایی مناسب برای پژوهشگران و محققان در رشتههای مختلف علمی در منطقه طراحی شده است.