دادخواهی کردن

لغت نامه دهخدا

دادخواهی کردن. [ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تظلم کردن. قصه برداشتن. شکایت بردن. دادخواستن. دادجستن:
برسر کویش قیامت دادخواهی میکند
مشت خاکی هم زما بر چهره بودی کاشکی.سالک قزوینی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تظلم کردن قصه برداشتن

جمله سازی با دادخواهی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دادخواست یا عریضِه به معنی دادخواهی کردن است و در اصطلاح حقوقی به آغاز اقامه دعوا از سوی خواهان علیه خوانده از طریق سیستم دادگستری گفته می‌شود. در بسیاری از مواد قانونی دادخواست به معنی برگه دادخواست استفاده می‌شود یعنی برگه‌ای که شخص به وسیله آن دادخواهی خود را به دادگاه ارائه می‌کند.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز