لغت نامه دهخدا
دائر شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل بائر شدن. آباد و معمور گشتن. زیر کشت درآمدن ( زمین ). || رواج یافتن. از رکود برآمدن. برپا گردیدن. پادار گشتن: دائر شدن امر؛ قرار گرفتن آن.
دائر شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل بائر شدن. آباد و معمور گشتن. زیر کشت درآمدن ( زمین ). || رواج یافتن. از رکود برآمدن. برپا گردیدن. پادار گشتن: دائر شدن امر؛ قرار گرفتن آن.
مقابل بائر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در صورتى كه نخواهد در جلسه درس حضور يابد بايد هنگام دائر شدن درس، در خارجاز مدرسه بسر برد؛ زيرا در صورتى كه در مدرسه حضور داشته باشد و بدون داشتنعذر موجه با اهل مدرسه در درسشان اشتراك مساعى نكند و در جلسه درس آنها حضور بهمنرساند و با آنان همنشين نگردد، اين عدم مشاركت به عنوان اسائه ادب و تكبر نسبت بهاهل مدرسه و بى نياز وانمود ساختن خويش از فوائد تجمع وتشكل شاگردان و بى باكى و بى بند و بارى نسبت به جمع و گروه آنان تلقى مىشود.
💡 در سال ۱۳۶۸ در جلسات عمومی داستانخوانی سیروس طاهباز در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرکت کرد. در سال ۱۳۶۹ با دائر شدن کارگاه داستاننویسی گلشیری به جمع شاگردان گلشیری پیوست. آبکنار در سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۷۹ به دعوت گلشیری عضو هیئت تحریریه ماهنامه کارنامه بود.