دائب
مترادفها
مداوم، پیدرپی، همیشگی
متضادها
منقطع، ناپیوسته
لغت نامه دهخدا
دائب. [ ءِ ] ( ع ص ) رنج بیننده در کار. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با دائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتيم (دائب ) از ماده (دئوب ) به معنى استمرار چيزى در انجام يك برنامه بهصورت يك حالت و سنت است، البته خورشيد، حركت به دور زمين ندارد و اين زمين است كهبه دور آفتاب مى گردد و ما ميپنداريم آفتاب به دور ما ميچرخد، ولى در معنى دائب حركتدر مكان نيفتاده است بلكه استمرار در انجام يك كار و يك برنامه در مفهوم آن درج است، ومى دانيم خورشيد و ماه برنامه نورافشانى و تربيتى خود را نسبت به كره زمين و انسانهابه طور مستمر و با يك حساب كاملا منظم انجام مى دهند (و فراموش نبايد كرد كه يكى ازمعانى داءب، عادت است ).
💡 او با یک تلاش دائب و پشتکار بسیار بالا، توانست تمام مراحل سخت تحصیلات خود را با موفقیت و رتبه بسیار عالی پشت سر بگذارد.
💡 مطالعه دائب و مداوم از متون اصلی، از ویژگیهای بارز دانشجویان موفق در رشتههای علوم انسانی و فلسفه در دانشگاههای معتبر جهان است.
💡 برای رسیدن به هدفهای بزرگ در زندگی، داشتن یک نظم دائب و برنامهریزی دقیق بسیار حیاتیتر از داشتن استعداد ذاتی و غیرفعال است.