خیمه سر

لغت نامه دهخدا

خیمه سر. [ خ ِ م ِ س َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان گیل دولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش،واقع در 7 هزارگزی شمال خاوری رضوانده کنار دریا با511 تن سکنه، آب آن از رودخانه شفارود و محصول آن برنج و شغل اهالی زراعت و صید ماهی است کاظم محله جزء این ده می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان گیل دولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش واقع در ۷ هزار گزی شمال خاوری رضوانده کنار دریا با ۵۱۱ تن سکنه آب آن از رودخانه شفارود و محصول آن برنج و شغل اهالی زراعت و صید ماهی است کاظم محله جزئ این ده می باشد.

جمله سازی با خیمه سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سر می رود هوش مجنون چو لیلی ز خیمه سر آستین می نماید

💡 مخزن سرخ گل برفت از دست خیمه سر و بن فتاد از پای

💡 آن یکی از خیمه سر بیرون کشید وان دگر از غرفه رخ بنمود و دید

💡 طبق گفته ریش سفیدان محلی،عده ای از سربازان روسی در نزدیکی شفارود ساکن گشته و با زدن خیمه هایی زندگی خود را در این خطه آغاز کرده اند و بدین ترتیب نام آن محل و اعضای آن را خیمه سر گذاشتند.