متبذل
مترادفها
هدر رفته، تلف شده، مصرف شده
متضادها
بخیل، ممسک
لغت نامه دهخدا
متبذل. [ م ُ ت َ ب َذْ ذِ ] ( ع ص ) بذله پوش و کسی که عمل نفس خود کند و بادروزه دارد خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مبتذل [ م ُ ت َ ذِ ] و تبذل شود.
جمله سازی با متبذل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمام تلاش و انرژی متبذل توسط تیم تحقیق و توسعه برای تولید این محصول جدید، در نهایت منجر به موفقیت بزرگ شرکت در بازارهای جهانی شد.
💡 وقت و هزینههای متبذل برای اجرای این پروژه عظیم، با توجه به نتایج درخشانی که به دست آمده است، کاملاً منطقی و ارزشمند به نظر میرسد.
💡 برای رسیدن به قلههای موفقیت در زندگی، باید از تمام توان و قابلیتهای متبذل در مسیر یادگیری و کسب تجربه جدید استفاده کرد و تلاش نمود.