متبذل
مترادفها
هدر رفته، تلف شده، مصرف شده
متضادها
بخیل، ممسک
لغت نامه دهخدا
متبذل. [ م ُ ت َ ب َذْ ذِ ] ( ع ص ) بذله پوش و کسی که عمل نفس خود کند و بادروزه دارد خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مبتذل [ م ُ ت َ ذِ ] و تبذل شود.
هدر رفته، تلف شده، مصرف شده
بخیل، ممسک
متبذل. [ م ُ ت َ ب َذْ ذِ ] ( ع ص ) بذله پوش و کسی که عمل نفس خود کند و بادروزه دارد خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مبتذل [ م ُ ت َ ذِ ] و تبذل شود.