خون گرمی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) مهربانی. رأفت. عطوفت. مهرورزی. ( یادداشت مؤلف ). جنبش روح از روی مودت و مهربانی. ( ناظم الاطباء ). || تپاک. جوشش. الفت. ( آنندراج ). زود انس گیری با همه کس. زود جوشی با همه:
کباب تر به اخگر آنچنان هرگز نمی چسبد
که می چسبد ز خون گرمی به دلها لعل خونخوارت.صائب ( از آنندراج ).
حالت و وضع خون گرم مهربانی مودت.
خون گرمی (homeothermy)
حفظ درجه حرارت ثابت بدن در جانوران درون گرم (خون گرم ها). این عمل با استفاده از فرآیندهای شیمیایی برای جبران حرارت ازدست رفته یا ایجاد گرما در زمانی رخ می دهد که درجه حرارت خارجی تغییر می کند. چنین فرآیندهایی مشتمل اند بر تولید حرارت با تجزیه غذا و انقباض ماهیچه ها، و ازدست دادن حرارت با عرق کردن، نفس نفس زدن، و راه های دیگری جز آن. پستانداران و پرندگان خون گرم اند، درحالی که بی مهرگان، ماهیها، دوزیستان، و خزندگان خون سرد یا برون گرماند. درون گرم ها معمولاً لایه ای از مواد عایق ازجمله مو، پر یا چربی (← چربی_پستانداران_دریایی) برای نگهداری حرارت دارند. سوخت وساز آن ها به شدت تحت تأثیر خون گرمی و برای قادرساختن آن ها در حفظ فعالیت طی شرایط متغیر آب وهوایی است. نیز ← تنظیم_دما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خون گرمی که بینم هر دم از تو سیه رو باشم ار برگردم از تو
💡 خوشا یاری که یار مبتلاییست ز خون گرمی در او بوی وفاییست
💡 عشق از خردم خوب رهانید «نظیری » خون گرمی بیگانهام از خویش برآورد
💡 سرد مهری فلک با چو تو خون گرمی آه کردکاری که مرا ساخت ز عالم دل سرد
💡 صائب از کلک سخنپرداز ما در آتش است خون گرمی کز سر منقار بلبل میچکد
💡 یاری که غمی می برد از یاد، شراب است خون گرمی اگر هست درین بزم، کباب است