خون نوشیدن

مترادف‌ها

خون‌خواری

لغت نامه دهخدا

خون نوشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خون آشامیدن. خون خوردن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خون آشامیدن خون خوردن

جمله سازی با خون نوشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خلق چیست ز خلق خون نوشیدن است باز ناپوشیدن و کوشیدن است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران