لغت نامه دهخدا
خون قربان. [ ن ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب. خون خم. ( ناظم الاطباء ).
خون قربان. [ ن ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب. خون خم. ( ناظم الاطباء ).
شراب خون خم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خون قربان گشتگان را دست دامنگیر نیست از سر خاک شهیدان راه گرداندن نداشت
💡 بر اساس باور دینی یهودیان فرقه یهودا، در عید فِصح، یک قربانی صورت میگیرد که بنابر آنچه در تورات آمده، قربانی باید گاو باشد اما بنابر رساله دینی فرقه یهودا، قربانی باید یک کودک انسان باشد. پس از انجام مراسم قربانی، از خون قربانی خمیری تولید شده و به آن تبرک جسته میشود.