خوض کردن

لغت نامه دهخدا

خوض کردن. [ خ َ / خُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعمق کردن. غوررسی کردن:
ز آنکه پیوسته ست هر لوله بحوض
خوض کن در معنی این حرف خوض.مولوی.معاندان بحسد در حق وی خوضی کرده اند. ( گلستان ).
- خوض کردن در سخن؛ تعمق در معنی حرفی و کلامی کردن. رجوع به خوض شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) فرو رفتن در آب. ۲ - فرو رفتن در فکر ژرف اندیشیدن. ۳ - ( اسم ) ژرف اندیشی.
تعمق کردن غور رسی کردن

جمله سازی با خوض کردن

💡 و در علم الهی خوض کردن جز بواسطه فیض بی واسطهٔ کس را مسلّم نشود و سعادت یافت آن فیض بمشیّت و ارادت و طلب انسانی میّسر نیست که آن موهبتی است از مواهب حق و بمشیت و ارادت و عنایت و فضل او تعلق دارد 

💡 و گفت: علامت حیا انقباض دل است و عظمت دیدار پروردگار و وزن گرفتن سخن پیش از گفتن و دور بودن از آنچه خواهی که از آن عذر خواهی و ترک خوض کردن در چیزی که از آن شرم زده خواهی شد و نگاه داشتن زبان و چشم و گوش و حفظ شکم و فرج و ترک آرایش حیوة دنیا و یاد کردن گورستان و مردگان.

بارانی یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز