لغت نامه دهخدا
خوش گوهری. [ خوَش ْ / خُش ْ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) خوش ذاتی. مقابل بدگوهری. خوش جنسی. خوش طبعی. خوش گهری.
خوش گوهری. [ خوَش ْ / خُش ْ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) خوش ذاتی. مقابل بدگوهری. خوش جنسی. خوش طبعی. خوش گهری.
خوش ذاتی مقابل بد گوهری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش گوهری کو گوهری هشت از هوای بحر او تا بحر شد در سر خود در اصطفا پا کوفته