خوش گوهری

مترادف‌ها

خوش‌سرشت، نیک‌نهاد، خوش‌خوی

متضادها

بد گوهری

لغت نامه دهخدا

خوش گوهری. [ خوَش ْ / خُش ْ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) خوش ذاتی. مقابل بدگوهری. خوش جنسی. خوش طبعی. خوش گهری.

فرهنگ فارسی

خوش ذاتی مقابل بد گوهری

جمله سازی با خوش گوهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوش گوهری کو گوهری هشت از هوای بحر او تا بحر شد در سر خود در اصطفا پا کوفته

💡 او با وجود تمام ثروتی که داشت، به دلیل خوش گوهری و اخلاق نیکو، همواره مورد احترام و محبت تمامی اطرافیان و دوستانش در جامعه بود.

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان همیشه با خوش گوهری و شجاعت بی‌نظیر خود، پیروزی‌های بزرگی را در برابر دشمنان ظالم و بی‌رحم به دست می‌آوردند.

💡 تربیت صحیح فرزندان در محیطی آرام، باعث می‌شود که آن‌ها در آینده با خوش گوهری و رفتاری انسانی، در میان مردم جایگاهی ویژه داشته باشند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران