خوش نغمه

لغت نامه دهخدا

خوش نغمه. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) خوش آواز. خوش الحان. خوش آهنگ. خوش صدا. خوش ترانه:
نوای مطرب خوش نغمه و سرود ستخج
خروش عاشق سرگشته و عتاب نگار.مسعودی.از برای عاشقان مفلس اکنون بی طمع
بلبل خوش نغمه گه شه رود و گه عنقا زند.سنائی.آواز چنگ مطرب خوش نغمه گو مباش
ما را حدیث دلبر خوشخوی خوشتر است.سعدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خوش آواز نیک سرود.

جمله سازی با خوش نغمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش نغمه بلبلان چمن را چه شد که زاغ بر شاخ گل نشسته و فریاد می‌کند

💡 کو مطرب خوش نغمه که آتش اثر آید کان نغمه برآرد که ز جان دود بر آید

💡 نی باز سپیدست او نی بلبل خوش نغمه ویرانه دنیا به آن جغد غرابی را

💡 ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت مرغ که در سدره همین نغمه سراید

💡 ما بلبل خوش نغمه ی باغ ملکوتیم ما سرو خرامنده ی بستان روانیم

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز