خوش قماش

لغت نامه دهخدا

خوش قماش. [ خوَش ْ / خُش ْ ق ُ ]( ص مرکب ) خوش جنس. خوب جنس. مقابل بدقماش. خوب سرشت.

فرهنگ فارسی

خوش جنس خوب جنس

جمله سازی با خوش قماش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من و بیگانگی، کز خوش قماشی ندارد پشت و رو چون آشنایی

💡 ز عشقست تا روز مستیش پود بجز ساقی من از دل خوش قماش

💡 دمید سبزه دگر عید انتعاش من است حریر سایه گل فرش خوش قماش من است

💡 دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان امروز خوش قماشی ختم است بر صفاهان

💡 نقاب لطیفی است کز خوش قماشی شود چهره با روی دلبر شکوفه

💡 مرا ز رشتهٔ آهست تار و پود وجود دگر چه حرف کسی را به خوش قماشی ما

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز