خوش روزگار

لغت نامه دهخدا

خوش روزگار. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) مرفه الحال. با عیش. با زندگی راحت:
شاها رهی ز جود تو خوش روزگار شد
کز روزگار عمر تو خوش روزگار باد.مسعودسعد.|| ( اِ مرکب ) روزگار خوش. روز خوش.

فرهنگ فارسی

مرفه الحال با عیش

جمله سازی با خوش روزگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش روزگار ابن یمین کش خدای داد آزادگی از آن که گرفتار عقل نیست

💡 ببوی زلف تو خرم دل نسیم بهار بروز روی تو خوش روزگار مردم چشم

💡 طریق برهمنان دیده ای که چون باشد زنان و مردان خوش روزگار از آتش و آب

💡 آن صدر روزگار که خوش روزگار شد آن کس که پیش خدمت او روزگار یافت

💡 شاها رهی ز جود تو خوش روزگار شد کز روزگار عمر تو خوش روزگار باد

💡 خوش روزگار سوختگان نیازمند زاد طریق صدق و صفا جز نیاز نیست

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز