خوش باوری
مترادفها
خوشبینی، سادهلوحی
متضادها
بدبینی، شک
لغت نامه دهخدا
خوش باوری. [ خوَش ْ / خُش ْ وَ ] ( حامص مرکب ) زودباوری. سهل القبولی. || کنایه از سادگی است.
فرهنگ فارسی
زود باروی: (( بعضی اوقات خوشباوریش او را باشتباه می اندازد ) )
جمله سازی با خوش باوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داشتی آن یاوه سخنشان به راست از سر خوشقلبی و خوش باوری
💡 خوش باوری و نگاه مثبت به زندگی میتواند یکی از بزرگترین سلاحهای انسان در برابر مشکلات و چالشهای سخت و طاقتفرسای دوران جوانی و میانسالی باشد.
💡 او با وجود تمام ناکامیهایی که در گذشته تجربه کرده بود، همچنان با خوش باوری به آینده و موفقیتهای بزرگ پیش رو در زندگی خود باور داشت.
💡 داشتن روحیه خوش باوری باعث میشود که انسانها بتوانند در سختترین شرایط نیز امید خود را به روزهای بهتر و روشنتر از دست ندهند.