خوش باطن

لغت نامه دهخدا

خوش باطن. [ خوَش ْ / خُش ْ طِ ] ( ص مرکب ) نیکوسرشت. نیکونهاد. || در مقام طعن، آنکه باطن بد دارد. خبیث. لئیم. بدسیرت. بدجنس.

فرهنگ فارسی

نیکو نهاد یا در مقام طعن آنکه باطن بد دارد.

جمله سازی با خوش باطن

💡 2 - دسته ديگرى معتقدند كه تمام كيفرها و پاداشها، مخلوق نفس و روح انسانى است كهروح انسانى بى اختيار در آن جهان آنها را خلق مى كند، به اين بيان كه:اعمال نيك و بد در اين جهان در روح انسانى، ملكاتى خوب و بد، ايجاد مى نمايد و اينملكات، خميره انسان و جزء ذات او ميگردند، و هر يك از اين ملكات، صورتى مناسب خويش، از نعمت و عذاب ايجاد مى كند، اشخاص خوش باطن در اين جهان با يك سلسله از افكار وتصورات نيك سر و كار دارند، و افراد ناپاك در خواب و بيدارى با افكارباطل و تصورات بد خويش مشغول اند.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز