لغت نامه دهخدا
خورشیدنشان. [ خوَرْ / خُرْ ن ِ ] ( ص مرکب ) درخشان. آنچه در روشنی نشان از خورشید دارد. رخشان. تابنده: ضمیر خورشیدنشان چنان اقتضاء فرمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 179 ).
خورشیدنشان. [ خوَرْ / خُرْ ن ِ ] ( ص مرکب ) درخشان. آنچه در روشنی نشان از خورشید دارد. رخشان. تابنده: ضمیر خورشیدنشان چنان اقتضاء فرمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 179 ).
درخشان آنچه در روشنی نشان از خورشید دارد رخشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر هلال ماه نو تا حداکثر سه ساعت پس از نیمهشب عربستان (دقیقاً معادل با نیمهشب گرینویچ) ظاهر شود، آخرین غروب خورشید نشاندهندهٔ آغاز ماه قمری جدید بودهاست؛ در غیر این صورت اولین غروب خورشید نشاندهنده آغاز ماه قمری جدید خواهد بود.
💡 در بخش چهارم، طوفان به مدت هفت روز و شب فرا میرسد. خدای خورشید میتابد و زیوسودرا با ایجاد سوراخی به بیرون از کشتی نگاه میکند. تابش خورشید نشان از فروکش کردن طوفان دارد. زیوسودرا گاو و گوسفند قربانی میکند و حیوانات را آزاد میکند. آن و انلیل به او جاودانگی میبخشند. خدایان پس از نازل کردن طوفان، نظرشان تغییر کردهاست.
💡 کاش آن مه خورشید نشان چهره نمودی کاین خاک نشینان به رهش منتظرانند
💡 رفته تا طبع فروغی ز پی مطلع شاه شعرش افلاک نشین آمد و خورشید نشان