لغت نامه دهخدا
خورپاره. [ خوَرْ / خُرْ، رَ /رِ ] ( اِ مرکب ) لقمه. پاره. قطعه. ( ناظم الاطباء ).
خورپاره. [ خوَرْ / خُرْ، رَ /رِ ] ( اِ مرکب ) لقمه. پاره. قطعه. ( ناظم الاطباء ).
لقمه پاره قطعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی با کر کرد پیر سبزپوش گفت خوش خور پاره دیگر بنوش