خودخوری

مترادف‌ها

خودخواری

لغت نامه دهخدا

خودخوری. [ خوَدْ / خُدْ خوَ / خ ُ] ( حامص مرکب ) حالت خودخور. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

خودخور بودن، حالت خودخور.

فرهنگ فارسی

عمل خود خور غصه بسیار خوردن.

فرهنگستان زبان و ادب

{endogenous respiration} [مهندسی محیط زیست و انرژی] مرحلۀ رشد باکتریایی در شرایط کمبود مواد غذایی که در طی آن میکرب ها از درون یاختۀ خود برای سوخت وساز بدون جبران آن استفاده می کنند

جمله سازی با خودخوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 'جامعه ای که واحد دوم [ذرت] جو ریچ را می‌گیرد، آن واحد را از کسی دور می‌کند که… کاری بهتر از کاشتن و دادن آن به کسی که… کار بهتری دارد که با آن انجام دهد، ندارد. این به نظر خوب می‌رسد، اما در این روند، جامعه دانهٔ ذرت را از تولید خارج می‌کند و آن را به سمت مواد غذایی سوق می‌دهد و در نتیجه خودخوری می‌کند.'

💡 او مدتی طولانی درگیر خودخوری و افکار منفی درباره تصمیماتی بود که در گذشته گرفته بود و این موضوع باعث شد آرامش روحی خود را از دست بدهد.

💡 بسیاری از افراد برای مقابله با خودخوری و اضطراب‌های ناشی از آن، به مطالعه کتاب‌های روانشناسی یا صحبت کردن با متخصصان سلامت روان روی می‌آورند.

💡 خودخوری مداوم می‌تواند منجر به استرس‌های مزمن و خستگی‌های جسمی شود که در نهایت کیفیت زندگی روزمره و روابط اجتماعی فرد را به شدت کاهش می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران