خوان نهادن

لغت نامه دهخدا

خوان نهادن. [ خوا / خا ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) سفره انداختن. کنایه از مهمانی و بار عام دادن. ( یادداشت بخط مؤلف ): نه هرکه نان دهد حاتم طی است و نه هرکه خوان نهد صاحب ری. ( مقامات حمیدی ).
اندرآ و دیگران را هم بخوان
کاندر آتش شاه بنهاده ست خوان.مولوی.سگ آخر که باشد که خوانش نهند
بفرمای تا استخوانش دهند.سعدی ( بوستان ).- امثال:
اوخوان نهاد و دیگری دعوت خورد، نظیر: او مظلمه برد و دیگری زر.

فرهنگ فارسی

سفره انداختن کنایه از مهمانی و بارعام دادن.

جمله سازی با خوان نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز تو ای نخل تر خرما ز من شیر مکن در خوان نهادن هیچ تقصیر

💡 مسلم دان خدا را خوان نهادن خمش کن این کرم را نیست پایان

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز