خوارتن
مترادفها
خورده شدن، تحلیل رفتن، از بین رفتن
متضادها
بقا، ماندگاری
فرهنگ عمید
فروتن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - خاضع فروتن. ۲ - ذلیل. ۳ - ریاضت کشیده مسلط بر هوای نفس.
جمله سازی با خوارتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بود لقمان پیش خواجهٔ خویشتن در میان بندگانش خوارتن