خوار گرفتن
مترادفها
تحقیر کردن، کوچک شمردن
متضادها
بزرگ داشتن، احترام گذاشتن، عزت دادن
لغت نامه دهخدا
خوار گرفتن. [ خوا / خا گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) ناچیز گرفتن. حقیر شمردن. ناچیز انگاشتن. بچیزی نیاوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
کآن فژه پیر زبهر تو مرا خوار گرفت
برهاناد از او ایزد جبار مرا.رودکی.هنوز این نیاموخت آئین جنگ
همی خوار گیرد نبرد پلنگ.فردوسی.کسی گر خوار گیرد راه دین را
برد فردا پشیمانی و کیفر.ناصرخسرو.
جمله سازی با خوار گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق ترا نیک میشمردم و بد شد جهل بود کار عشق خوار گرفتن