لغت نامه دهخدا
خوار نمودن. [ خوا / خا ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خوار کردن. پست کردن. بی اعتبار کردن. ناچیز کردن. || ذلیل کردن. اذلال. اخزاء. استحقار. استصغار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوار نمودن. [ خوا / خا ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خوار کردن. پست کردن. بی اعتبار کردن. ناچیز کردن. || ذلیل کردن. اذلال. اخزاء. استحقار. استصغار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كـلمه (ايمان ) - به فتح همزه - (جمع يمين ) - سوگند است. و كلمه (جنة )- به ضم جيم - به معناى پرده و پوششى است كه با آن خود را از شر حفظ مى كنند،سـپـر را هـم بـه هـمـيـن جـهـت (جـنـه ) مـى نـامـنـد. و كـلمه (مهين ) - ضم ميم - اسمفاعل از مصدر اهانت و به معناى اذلال و خوار نمودن است.
💡 جمع بين استحقاق ثواب و عقاب امكان ندارد؛ زيرا، اوّلا: ثواب و پاداشهمراه با تعظيم،احترام و تكريم است؛ امّا عقاب و كيفر تواءم با اهانت و خوار نمودن مى باشد و روشن استكه جمع اينها ممكن نمى باشد.