مبشل

لغت نامه دهخدا

مبشل. [ م َ ش َ ] ( فعل نهی ) منع از درآویختن و آویختن و پیچیدن و خوابیدن باشدیعنی درمیاویز و میاویز و مپیچ و مخواب. ( برهان ) ( آنندراج ). نهی از مصدر «بشلیدن » = بشولیدن. ( حاشیه برهان چ معین ). کلمه فعل یعنی میاویز و درمیاویز و مپیچ و مخواب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به «مبشول » شود.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز