لغت نامه دهخدا
خوار شمردن. [ خوا / خا ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) خرد و حقیر شمردن. بی اعتبار شمردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). استصغار. احتقار. نزر. غمط. ( منتهی الارب ).
خوار شمردن. [ خوا / خا ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) خرد و حقیر شمردن. بی اعتبار شمردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). استصغار. احتقار. نزر. غمط. ( منتهی الارب ).
خرد و حقیر شمردن بی اختیار شمرده شدن
💡 برزرکرها پیش از نبرد به رقص و آواز گروهی میپرداختند و از این راه وجود خود را پر از خشم و کینه میکردند. این آیین به آنها حس آسیبناپذیر بودن میداد و آنها با حس خوار شمردن مرگ به سوی نبرد میشتافتند. در این مراسم احتمالاً از مواد روانگردان همچون قارچ مگس مخلوط با میانگبین نیز استفاده میشد تا فرد جنگجو در حین نبرد درد و زخمها را حس نکند. برزرکرها اودین، ایزد برتر اساطیر نورس را میپرستیدند.
💡 از امام رضا (ع ) سؤ ال شد، آداب نماز چيست ؟امام فرمود: حضور قلب و آزاد گذاشتنجوارح (بازى نكردن با آنان ) و خوار شمردن خود در پيشگاه خداى تعالى و قراردادنبهشت سمت راست و آتش جهنم را سمت چپ و صراط را درمقابل مشاهده كردن و خدا را در مقابل خود ديدن.
💡 با این حال، ایدئولوژی نژادی رسمی نازیها در کنار اینها عربها و مردم شمال آفریقا را از لحاظ نژادی پستتر از ژرمنها در نظر میگرفتند؛ احساسی که توسط هیتلر و دیگر رهبران نازی برای خوار شمردن آنها بازتاب یافت. با وجود تلاشهای مفتی برای جلب حمایت آلمان برای استقلال عربی، هیتلر امتناع کرد و اظهار داشت که او «چیزی از عربها نمیخواهد».