خواب پریشان

لغت نامه دهخدا

خواب پریشان. [ خوا / خا ب ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب موحش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رؤیای هولناک. ( از ناظم الاطباء ):
به بیداری خیال زلف خوبان می کندشب را
ز بس پیوسته بیند چشم من خواب پریشان را.غنی ( از آنندراج ). || خوابی که با بیداری و بی آرامی آمیخته است. ( غیاث اللغات ). تململ. ( آنندراج ):
عمر آسایش دنیا مژه بر هم زدن است
دل بیدار به این خواب پریشان مغشوش.صائب ( از آنندراج ).گر نباشد مرد بی سامان به تمکین بهتر است
هر قدر خواب پریشان هست سنگین بهتر است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خواب موحش رویای هولناک

جمله سازی با خواب پریشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمر در ماتم احباب به افسوس مبر شکر کن شکر کز این خواب پریشان جستند

💡 دیده ام خواب پریشانی چه تعبیرش کنم نگذرد در خاطری کز خاک ما خواهد گذشت؟

💡 دیده مخمور از خواب پریشان ایمن است منتظم گردیده است از بس که وضع روزگار

💡 سنبل خواب پریشان روید از بالین مرا شب که در مد نظر زلف پریشان تو نیست

💡 هر شبم زلف سیاه تو نمایند به خواب تا چه آید به من از خواب پریشان دیدن

💡 هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع تا به کی بیند کسی خواب پریشان طمع

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز