خواب نوشین
لغت نامه دهخدا
خواب نوشین. [ خوا / خا ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب شیرین. خواب خوش. خواب راحت. ( از ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ):
چون درآمد ز خواب نوشین باز
کرد بالین خوابگه را ساز.نظامی.خواب نوشین بامداد رحیل
باز داردپیاده را ز سبیل.سعدی.
فرهنگ فارسی
خواب شیرین خواب خوش
جمله سازی با خواب نوشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو صبح از خواب نوشین سر برآورد هلاک جان شیرین بر سر آورد
💡 هزار لشکر جنگی شکست و لشکر او به خواب نوشین اندر شده به لشکر گاه
💡 در آمد از آن خواب نوشین ملک پریشان ز غوغای دوشین ملک
💡 ز مستی تکیه میزد بر شکر ماه ملک را خواب نوشین برد ناگاه
💡 تن درست چه داند به خواب نوشین در که شب چگونه به پایان همیبرد رنجور؟