خواب زده

لغت نامه دهخدا

خواب زده. [ خوا / خا زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خواب آلوده. خوابناک. خوابدار. خواب گرفته. || خفته. خواب برده. خواب رفته:
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خواب زده.حافظ.

فرهنگ فارسی

خواب آلوده خوابناک

جمله سازی با خواب زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصال دولت بیدار تر سمت ندهند که خفته ای تو در آغوش بخت خواب زده

💡 عجب مدار به شهر ار به خواب کس نرود که ترک چشم توبر خلق راه خواب زده

💡 سلیم از ستم چشم مست او یک دم ز گریه بس نکند همچو طفل خواب زده

💡 به سوی دیر شدم بهر چاره‌جویی خویش علی‌الصباح ره کاروان خواب زده

💡 وصال دولت بیدار ترسمت ندهند که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زده

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز